شهيدي كه بعد از 22سال پيكرش سالم از خاك شلمچه بيرون كشيده شد.
از رزمنده اي که مشغول نبرد بود و در انبوه آتش و گلوله و درد بي خيال «زندگي» مي کرد.
پرسيدم زندگي چيست؟ عرق پيشانيش را با آستين پر خاکش خشک، و اسلحه اش
را در پنجه هايش فشرد و به شهيدي که در کنار خاکريز آرام خفته بود اشاره کرد و گفت:
زندگي اوست . . .زندگي چون او عاشقانه مردن، بر دار مرگ رفتن و در لحظات نبرد تکه تکه
شدن و هميشه سوختن و دم بر نياوردن. زندگي مرگ است اما مرگي قبل از مردن.
اصلا مرگ خود زندگي است وقتي تو آگاهانه انتخابش کني
همچون شهدا آنها به راستي زندگي اند و به راستي زنده.
اين كليپ را حتمآ مشاهده کنیدضرر نمی کنید.
+ نوشته شده در ساعت توسط محسن
|